رویاهای واقعی
وبلاگي برای زندگي دوستان.. .همیشه امیدوار باشید.
شناخت "علی" :ذهنیت: است و حب علی ,:احساس:؛ اما تشیع علی:عمل:است!!!!!!!!!!! "دکتر علی شریعتی" آن کس که تو را برای کاری دوست بدارد .هنگامی که انجام شد رهایت می کند.. . اگر ارزش نفس خویش ندانستی و آن را خوار شمردی ,دیگرا خوارتر شمرند... . کینه از کینه به پایان نمی رسد,عشق قاطع کینه است... . خوشبختی و شادمانی مردم به اندازه همت و تصمیمی است که گرفته اند... . تنبلی و بی حوصاگی را سر اغاز هر زشتی بدانیم... . اولین قدم برای اصلاح ,کسب معرفت است.. . فراوان تصمیم بگیرید. از تصمیم های خود درسی بیاموزید. به تصمیم های خود پابند باشید، اما برای تغییر شیوه تفکرتان همیشه آمادگی داشته باشید.. . "از آیینه بپرس نام نجات دهنده ات را............." یه جمله معروف از لویی پاستور: "برخیزید آقای پاستور،باید اهریمن تنبلی را بیرون راند.. ." ممکن از ناممکن پرسید:خانه ات کجاست؟؟ ناممکن پاسخ داد :در رویاهای یک ناتوان.. . اگر هر روز راهت را عوض کنی هرگز به مقصد نخواهی رسید.همواره ثابت قدم باش.
گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن (مثل رود) باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید) اگرکسی اشتباه کرد آن رابه پوشان (مثل شب) وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ) متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک) بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا ) اگر میخواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه) یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلوی اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود:”دیروز فردی که همیشه در اداره مانع پیشرفت شما بود، درگذشت. مراسم تشییع جنازه فردا ساعت 10 صبح در سالن اجتماعات برگزار میشود." در تمام اداره صحبت از این اعلامیه عجیب بود. همه از خبر مرگ یکی از همکارانشان ناراحت شده بودند اما در عین حال کنجکاو بودند بدانند کسی که مانع پیشرفت آنها میشد، چه کسی بوده است. فردا صبح همه کارمندان ساعت 10 در سالن اجتماعات حاضر بودند. رفته رفته جمعیت زیاد شد. صدای پچ پچ در سالن پیچیده بود. همه با هم میگفتند:”این فرد چه کسی بود که مانع پیشرفت ما در اداره شده بود؟ خوب شد که مرد!” در همان حال نیز فکرهای رنگارنگی از موفقیتها و کارهای نکرده به ذهنشان میآمد و خوشحالتر میشدند. کارمندان در صفی قرار گرفتند تا یکی یکی برای ادای احترام به کنار تابوت بروند ولی وقتی به درون تابوت نگاه میکردند، ناگهان خشکشان میزد و زبانشان بند میآمد. درون تابوت آیینهای بود که هر کس به درون تابوت نگاه میکرد تصویر خود را میدید. نوشتهای نیز درون تابوت قرار داشت:” تنها یک نفر میتواند مانع رشد و پیشرفت شما شود و او نیز کسی نیست جز خود شما." شما تنها کسی هستید که میتوانید زندگیتان را متحول و به خودتان کمک کنید. زندگی شما با تغییر رئیس، دوستان، والدین، شریک زندگی یا محل کارتان دست خوش تغییر نمیشود؛ زندگی شما فقط وقتی تغییر میکند که شما باورهای نادرست و محدودکنندهی خود را کنار بگذارید.
انسان ها موجودات فراموشکاری هستند. از میان چیزهای بسیاری که به آنها گفته میشود , تنها بخش اندکی را به خاطر می سپارند و ذهن را بر آن متمرکز می کنند. اگر نمی توانید با قوانین دیگران ارتباط برقرار کنید ، از ان ها نیز انتظار تایید یا پذیرش قوانین خود را نداشته باشید . اگر حاضر نیستید مصالحه کنید و دست کم برخی از قوانین دیگران بپذیرید ، انتظار نداشت باشید که آن ها طبق قوانین شما زندگی کنند.












| Design By : Night Melody |

